تبليغاتX
پیاده رو - نجسن؟ = چطوری ؟ به زبان شیرین آذری ...

پیاده رو

من, تمرین نوشتن می کنم.

 

سرم که گرم می شود. پیتر گابریل را می بینم که با مرحوم ونه گات در آن گوی لاستیکی می چرخند. سرم گه گرم می شود مادر پدرم را می بینم که موهای صافش را جلوی صورتش ریخته و آرام شانه می زند. گاهی سرم که گرم می شود حس می کنم باید چیزی بنویسم. چیزی که جهان را تکان بدهد. سرم که گرم می شود انگلیسی را بهتر حرف می زنم. اینجا شهرم می شود. کانادا کشورم. و مادرم آن زن که دارد از خیابان رد می شود. گربه همسایه که پشت شیشه نشسته است را نگاه می کنم. سر او هم گرم است. چون بجای " میاو " می گوید " نجسن؟ " ( کسر ن-فتح ج , سین ) با گربه رابظه خوبی داریم. امروز که رفتم دوچرخه ام را از گاراژ در بیاورم سرم خورد به در گاراژ. سابق بر این وقتی از زیر پل گیشا رد می شدم سرم را خم می کردم - حتی توی ماشین . تازگیها که فهمیده ام که به صدو شصت هم شاید نرسم. سرم را خم نمی کنم. برای همین رفتم توی در گاراژ. سرم نشکست. ولی گربه به من خندید.

فکر کنم سرم گرم شده است. چون ابتدا گرم را نوشنتم گرن. بعد یک دقیقه گشتم تا میم را پیدا کردم. مرحوم ونه گات را هم می بینم که با مادربزرگم ترکی حرف می زند. می گوید " شکوفه نجسن؟ "

گربه رفته است. و من با کاهوی توی دستم دم در می گویم " پپیییششش... پیشششش"

حس می کنم خیلی فرهیخته هستم. بگذریم.

 

+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1386ساعت 23:39  توسط پیاده  |