من درسش را نخوانده ام. نمی دانم چه وقت زنان موفق شدند که دیگر مجبور به پوشیدن دامن نباشند و بتوانند شلوار هم بپوشند. ولی می دانم روزگاری بوده که زنان باید دامن می پوشیدند. می دانم که زنان جنگیده اند ، تا امروز من " هرچه را که دلم می خواهد " بپوشم. بنا بر سلیقه ام.
ولی گاهی حس می کنم برخی به آن سر بام رسیده اند. دیشب در مهمانی من کفشی با پاشنه بسیار بلند پوشیده بودم. خوشحال هم بودم .از دو خانم شنیدم که " چیتان شدی !" یا " آیدا رفتی قاطی قرتی ها ؟"
من آنطور لباس می پوشم که دلم می خواهد و تقریبن با مکانی که در آن هستم همگون است. من ناخن بلند دوست دارم. لب سرخ دوست دارم. گردنبند بلند دوست دارم. دلم می خواهد رنگ جورابم با زیر پوشم هماهنگ باشد . به لباس پوشیدن همه هم احترام می گذارم. یادم نمی آید تا بحال از کسی بخاطر لباسش انتقاد کرده باشم .ولی نمی دانم چرا باید لباسم را برای آدمها توضیح بدهم. چه کسی گفته است که دز حلقه ما " زنان شکل هم " کفش پاشنه دار حرام است. یا همه جواهرات گردن ما باید مال بازار اصفهان و شیراز باشد. چه کسی به خانمهای متفکر کشور من حق می دهد زنانی را که " موهای زرد " دارند مسخره کنند. اگر کسی سلیقه اش موی زرد را می پسندد حق دارد موهایش را زرد کند. جتی اگر شما معتقدی " هر زنی که مویش زرد است کم سواد ، غیر متفکر ، کتاب نخوانده و سطحی است.
با دوستی قرار داشتیم که برویم " حلقه طبل نوازان تورنتو " جایی است که کلی آدم کنار هم در یک پارک شهر ساز ضربی می زنند. آزادانه و رها می رقصند. ماری جوانا می کشند. و به معنای واقعی رها هستد. من از سر کار می رفتم و وقت نداشتم بروم خانه و لباسم را عوض کنم فلذا با " کت و شلوار " و " کفش پاشنه دار " بودم. محل کار من باید با لباش رسمی سر کار بروی . دوستم به من گفت که لطفن کنار من نه ایست . آبروی من را می بری. دوستم نمی دانست که " رهایی" یعنی آزادی از این پیش فرضهای و پیش داوریهای غلط .
آیا این همان اتفاق سالها پیش نیست. من همان " زن شلوار پوش" آن دوره هستم که همواره برای آن شکلی که دوست دارم دیده بشوم باید توضیح بدهم. برای لباسم قضاوت می شوم. اگر بخواهم نشان بدهم که کتاب میخوانم باید از طول ناخنهایم کم کنم. قرار نبود به دیگری تبدیل بشویم. قرار بود آنچه بشویم که دلمان می خواهد! چه شد که دوباره دیوارها را کشیدیم. هرچند جای دیگری!
* چیتان گویا به معنای قرتی است



