تبليغاتX
پیاده رو

پیاده رو

من, تمرین نوشتن می کنم.

با یک دوست چشم سبز با موهای طلایی می شود هر ساعتی توی یک استار باکس نشست و کلی حرف زد.

 با یک دوست خبرنگار با مقنعه سرمه ای می شود ساعتها توی زیرزمین تاتر شهر نشست و حرف زد.

با یک دوست خیلی بزرگ با موهای فرفری می شود توی یک کافه ساحلی در کنار اقیانوس نشست و پشت عینک گریه کرد.

با یک دوست ایرلندی با چشمهای آبی می شود در یک رستوران که بوی ماندگی می دهد با اشاره دست و پا کلی حرف زد.

حرف زدن خیلی خوبه..این کشف من نیست.. هورا نکشید...

 الان که همه این ها نیست .. می نشینم جلوی آینه و حرف می زنم... و می خندم.. و گریه می کنم.. و درد و دل می کنم.. و می رقصم . دوست چشم سبز سفت بغلم می کند . دوست خبرنگار گریه می کند. دوست بزرگ با من می رقصد و دوست ایرلندی سکوت می کند. 

 الان وسط این همه اضطراب و شک و دودلی حال دنبال دوست تازه گشتن ندارم. خیلی مضطربم . مثل شب کنکور. خوابم نمی برد. هزار بار می روم دستشویی و بعد از نشستن فکر می کنم . برای چه آمده ام. دستشویی را می گویم. آمریکا را که می دانم. تا دوماه پیش نمی دانستم. الان می دانم. دیگر نمی خواهم عادت کنم. چون عادت نمی کنم. ولی دلیل حضورم را پیدا کرده ام. وقتی همه حضورت به یک دلیل بند است. اگر آن دلیل نشود. اگر نتوانم به دلیلم برسم. باید بروم دستشویی.  

+ نوشته شده در  بیست و چهارم آذر 1384ساعت 20:5  توسط پیاده  | 

زن دقیقا چهل و هشت دقیقه است که گوشی تلفن به دست منتظر نشسته است. آهنگی مرتبا تکرار می شود. و هر هشت دقیقه یکبار صدای ضبط شده زنی می گوید :‌

- با تشکر از اینکه صبر کرده اید. در حال حاضر همه کارکنان این مرکز مشغول پاسخگویی به سوالات مراجعین می باشند. به شما اطمینان می دهیم که در اسرع وقت تماس شما با یکی از کارمندان ما بر قرار شود.

آهنگ دوباره پخش می شود . در این چهل و نه دقیقه زن سه تا ناخن های دست راستش را لاک زده است. چند خبر راجع به افغانستان و عراق و ایران خوانده است. بین ابروهایش را برداشته است. دوبار مدارکش را بررسی کرده است و به آهنگ و صدای خانم گوش کرده است. آهنگ قطع می شود. زنی می گوید:

- برای بررسی عملکرد کارکنان و تعلیم کارکنان جدید ممکن است مکالمه شما ضبط بشود.

صدای بوق شنیده می شود. مردی گوشی را بر می دارد.

مرد: روز بخیر. من کایل براون به شماره ششصد و هفتاد و نه. چه کمکی می توانم به شما بکنم.

زن: سلام کایل.. چقدر خوشجالم که بعد یکساعت صدای یک آدم واقعی می شنوم.

زن می خندد.

کایل :‌سلام. من چه کمکی می توانم به شما بکنم.

زن: راستش انقدر هول شدم که پاک یادم رفت چه می خواستم بگویم. آهان. من می خواستم گواهینامه کانادایی ام را به گواهینامه آمریکایی تبدیل کنم.

کایل : حتما. می توانم نام و نام خانوادگی شما را بپرسم.

زن: شیرین . اس. اچ. آی. آر. آی. ان. اسم فامیلم هم هست . زهتاب. زد. ایی. اچ. تی. ای. بی

کایل : متشکرم . چند وقت است به ایلات متحده آمریکا آمده اید.

زن: پنج ماه. صبر کن. دقیقا دوازدهم جولای.

کایل : من برای تعیین وقت برای بررسی مدارک شما احتیاج به شماره  رمز اجتماعی * شما دارم. لطفا آنرا با شماره گیر تلفن وارد کنید و در انتها علامت ستاره را بزنید. مطمئن باشید که همه مراتب امنیتی برای حفظ این شماره رعایت می شود.

زن:‌باشه..مرسی

زن شماره را وارد می کند. و گوشی را دوباره روی گوش می گذارد.

کایل:‌ظاهرا شماره شما شماره موقت است. برای شماره های موقت شما باید بعد از دهم ژانویه تماش بگیرید.

 زن: ولی من دوماه پیش زنگ زدم گفتند باید اول دسامبر زنگ بزنم.

کایل : یادتان هست با کی حرف زدید؟

زن : نه..

کایل: لطفا روی خط منتظر باشید من از رییسم سوال کنم.

زن: ممنون

آهنگ دوباره پخش می شود. زن به عکس روی گواهینامه نگاه می کند. کسی روی خط انتظار تلفن می آید. زن گوشی را از روی گوشش بر می دارد و شماره را نگاه می کند. دفتر تلفنش را باز می کند. شماره را با شماره کسی مطابقت می دهد. آهنگ قطع می شود.

کایل : الو.. ممنون از اینکه گوشی را نگاه داشتید. من با رییسم صحبت کردم. گفت که می توانید هفته دیگر مراجعه کنید.

زن: ممنون.

کایل : پس لطفا تاریخ تولدتان را بگویید.

زن: دهم.. کایل.. می دانی چی شده؟

کایل: نه خانم.

زن: کسی الان آمد روی خط تلفن من که سه ساله با من حرف نمی زند. من سه سال بود که منتظر این لحظه بودم. الان حالم هیچ خوب نیست. من این همه راه تا اینجا آمدم  فقط بخاطر اینکه به او نزدیک باشم و او الان زنگ زد.

کایل:‌الان چه کمکی از دست من بر می آید.

زن:  فکر کنم باید قطع کنم. مهم نیست .ژانویه زنگ می زنم. شاید دوباره زنگ زد. نه اصلا خودم بهش زنگ می زنم.

کایل: تلفنت را به من بده

زن: چی.

کایل:‌ شماره تلفنت را به من بده. زود باش. من خودم دو ساعت دیگر بهت زنگ می زنم.

زن: بنویس. ۱۱ ۲۳ ۳۵۶ ۴۴۳

کایل: برو. بهت زنگ می زنم  و باقی فرم را بعدا پر می کنیم.

زن: من . واقعا...  خودشه..آمد روی خط.. خداحافظ

کایل:‌خداحافظ . موفق باشی.

زن دکمه روی تلفن فشار میدهد. گوشی را روی گوشش می گذارد .

زن: الو.. امید.. خودتی..

 * Social Security Number :شماره اجتماعی هریک از ساکننین قانونی ایلات متحده و کانادا که بیان کننده اکثر سوابق شخص می باشد. 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت 20:4  توسط پیاده  |